هر سه گونه در نمونه های شاهد کاهش معنی داری در مقاومت و دانسیته نشان دادند. اما در MOE به این صورت نبود. نتایج نشان دادند که فرآیند در گونه های مختلف بطور متفاوتی تاثیر گذاشته که شاید بدلیل تفاوت در ساختمان شیمیایی آنهاست.
شکست ناشی از برش
حتی اگر هیچ مدلی برای پیش بینی استحکام قابل دستیابی نباشد، برای خمش ضربه ای هنوز آزمایشات به نتایج جالبی می رسد. طی آزمایش نمونه ها گاهی اوقات شکست هایی با حالت قیچی شدن در یکی از لبه هایشان پیدا می کردند و هر بار این اتفاق می افتاد آنها ثبت می شدند.
دو نوع متفاوت از شکست در آزمایشات تشریح شد. بالایی: شکست معمولی. پایین: شکست برشی.
در جدول زیر الگوی واضحی برای تقسیم شکست های برشی نشان داده شده.

دمای بالا و محدوده های زمانی بالای تیمار باعث افزایش درصد شکست های برشی شده است.تغیر در نوع شکست ها احتمالا ناشی از کاهش استحکام و چسبندگی بین الیاف است که این بسیار به ساختار لیگنین بستگی دارد. این بدان معنی است که کاهش مقاومت برشی می تواند ناشی از تغیر ساختار لیگنین باشد. بعنوان مثال تغیر در چگونگی اتصال لیگنین با همی سلولز ها یا افزایش تردی ناشی از افزایش اتصالات عرضی با ترکیبات لیگنین. تحقیقات بعدی باید برای تعین دلایل این تغیرات انجام شود.
ناهمگنی رنگ
در مقاله I یک روش برای تعین اینکه آیا رنگ بعد از تیمار همگن است یا نه، تشریح شد. ناهمگنی رنگ بوسیله دستگاه Minolta Chroma Meter CR310 در سطوح مختلف چوب همانند شکل صفحه بعد اندازه گیری شد.
برش تخته ها به منظور اندازه گیری رنگ در تمام سطوح ضخامت.اندازه گیری رنگ در هر دو سطح بریده شده در میان ضخامت انجام شد.
دستگاه Minolta رنگ را از طریق محور مختصات و سه نقطه بر روی آن همانطور که در تصویر زیر نشان داده شده است اندازه گیری می کند.
مختصات L* سطح روشنی را نشان می دهد.مختصات a* و b* رنگ حاصل از اندازه گیری را می دهد.
تصویر نشان می دهد که رنگ همچنین می تواند بوسیله مختصات قطبی C* (اشباع) و h (زاویه رنگ) نشان داده شود.
در کل این سیستم CIEL*a*b* نامیده می شود و کلیه اندازه گیری ها در ربع اول دستگاه مختصات قرار دارد. بعنوان مثال مقادیر مثبت a* and b* .بمنظور تشریح ناهمگنی رنگ یک تخته، هر کدام از مختصات رنگی اندازه گیری شده در مقابل هر کدام از سطوح تخته نوشته شد.آنها سپس به روشی که مختصات L در تصویر زیر نشان می دهد در یک چند جمله ای درجه دوم قرار گرفتند.

مختصات L در 8 نقطه مختلف در تمام طول تخته اندازه گیری شد.منحنی خط چین بخش درجه دوم چند جمله ای و خط صاف قسمت خطی را نشان می دهد.
فرض بر این است که یک تیمار ایده آل تغیر رنگی خطی در میان ضخامت تخته برای هریک از مختصات ایجاد می کند.ناهمگنی رنگ بعنوان تفاوت رنگ کلی بین اندازه گیری و تیمار ایده آل تعریف می شود. بمنظور محاسبه این تفاوت، قسمت ثابت و خطی چند جمله ای باید بیرون نگاه داشته شود. از این رو این کار برای تمام مختصات انجام شد و انجام محاسبه تفاوت رنگ کلی ناشی از ناهمگنی را ممکن ساخت. تمام محاسبات برای فاصله 22mm از سطح تخته انجام شد. از اندازه گیری های انجام شده در مقاله I محاسبه تفاوت بین ناهمگنی رنگ ها امکانپذیر می شود.

مقادیر ناهمگنی رنگ چوب توس مربوط به تیمار های حرارتی متفاوت. هر ستون ناهمگنی یک تخته را نشان می دهد. رنگ های متفاوت در هر ستون نشان دهنده مختصات رنگ متفاوت و سهم آنها در ناهمگنی است.
بین سه گروه 200c° ، 175c° و بدون تیمار تفاوتی مربوط به اینکه کدام یک از مختصات مسبب ایجاد ناهمگنی هستند وجود دارد.در گروه تیمار نشده، ناهمگنی کم است و اغلب سهمی از L وجود ندارد. درصورتیکه در هر دو گروه تیمار شده سهم اصلی را در ناهمگنی دارد.چون تیرگی تحت تاثیر تیمار حرارتی می باشد و از آنجایی که دما در سطح بالاتر از مغز می باشد، ناهمگنی رنگ باید ناشی از روشنی آن باشد. به نظر می رسد رابطه بین مختصات L و مدت مدت زمان تیمار نسبتا خطی باشد. تصویر صفحه بعد نشان دهنده مقادیر متوسط اندازه گیری شده L از چوب توس در فرآیند های مختلف تیمار حرارتی می باشد.
مقادیر L در تیمار های مختلف چوب توس
مقادیر متوسط زردی (a*) در چوب توس در تیمار های متفاوت
مقادیر متوسط قرمزی b در چوب توس در تیمار های مختلف
همانطورکه مختصات L در طول دوره تیمار ثابت باقی نمی ماند و قسمت های داخلی تخته قادر نیستند که به وضعیت سطح چوب دست پیدا کنند ناهمگنی باقی می ماند. بین دو میزان دمای تخته های تیمار شده،تفاوت بین تمام مختصات رنگی وجود دارد. همچنانکه در تصویر ... (13) مشاهده می شود ناهمگنی گروه 175c° تاثیر بیشتری از مختصات a* زرد رنگ دارد. زردی با زمان مرتبط می باشد.
در تصویر ...(16) پدیده مشابهی در ختصات b* قرمز می توان دید. یکی از تفاوت ها این است که مختصات قرمز در تخته های بدون تیمار از 17 افزایش می یابد و بین 23-22 برای گروه 175c° ثابت می ماند.
اما در گروه 200c°قرمزی کاهش پیدا کرده و به مقدار اصلی خود بر می گردد. کاهش مختصات b* (قرمز) یکی از دلایل ناهمگنی می شود. در مقاله I یک واکنش گرمازا بوسیله ترموکوپلی که به داخل چوب وارد شده بود،یافت شد. تاثیر واکنش گرمازا همچنین در اینکه چطور متغیر روشنی می تواند در ناهمگنی سهیم باشد، دیده می شود. بدلیل واکنش گرمازا دمای مغز گاهی اوقات عملا بالاتر از دمای سطح می رود. این بدان معناست که مغز در این زمان سریعتراز سطح دچار تیرگی شده و بنابراین سهم مختصات Lرا در ناهمگنی کاهش می دهد.